تبليغاتX
کار نامه

کار نامه

وبلاگ خبری ، فرهنگی ، اجتماعی ،انتقادی ، طنز و ... دانشجویان دانشگاه کار قزوین

ارائهء سرفصل دروس

گروه خبر : طبق اطلاعات رسیده از سرپرست دانشگاه وزارت علوم اضافه شدن بر رشته های دانشگاه را مشروط به ارائهء سرفصل رشته های مربوطه کرده و ایشان در پایان متذکر شدند که در حال حاضر معمولا  وزارت علوم مجوز رشته های کاردانی به کارشناسی را بدون دردسر می دهد .

متاسفانه به علت عدم همکاری مسئولان  موفق به دریافت نام رشته های مذکور نشدیم که تا هفتهء بعد  حتما به اطلاع شما می رسانیم .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1384ساعت 21:31  توسط کار کشته  | 

قوانين مورفي

اوه اوه

قوانين مورفي توسط شخصي بنام كاپيـتـان ادوارد مورفي
مهندس نيروي هوايي، در سـال 1949 پـا بـه عـرصه حضور
گذاشت. وي هنگامي كه روي پروژه اي در نيـروي هـوايــي
مشغول بررسي روند كار بود متوجه شد كه تراسفورماتور
به صـورت نـادرسـتي سيم پيچي شده در مـورد تكنسين
مربوطه چنين گفت:"اگر اين تكنسين راهي باشه تا بتونه
كـارشـو درسـت انـجـام نده، اون راهو پيدا ميكنه." قـوانين
مورفي اكنون افزون بر هـزاران قانون مي بـاشد كـه توسط
افراد گوناگون در سراسر جهان گرد آمده و مـجـموعـه اي از
قـوانـيـن حـاكـم بر زنـدگي هسـتند كـه اكثر آنها از بدبيني
نشات گرفته و جنبه شوخي دارند امـا بسـياري از آنها نيز
عينيت و واقعيت دارند. اكنون به برخي از اين قوانين توجه
كنيد:

1- اگـر قـرار بـاشه كاري خراب بشه و درست پيش نره، حتما خراب مي شـه آن هـم در نامناسبترين زمان!

2- اگر احتمال داشته باشه چندين كار خراب بشه، آن كـاري كه بيشترين ضرر را خواهد زد درست پيش نخواهد رفت!

3- همه چيز در حال بدتر شدن است!

4- لبخند بزنيد فردا همه چيز بدتر و وخيمتر خواهد شد.

5- احتمال آنكه يك شيء آسيب ببيند نسبت مستقيم دارد با ارزش آن!

6- همه كارها بيشتر از آنچه تصور ميكنيد بطول خواهد انجاميد!

7- اگر شما تصميم به انجام كاري ميگيريد پيش ازآن لازم است ابتدا كار ديگري را انجام دهيد!

8- هر راه حلي مشكل جديدي پديد مي آورد!

9- شما هنگام صبحانه خوردن هيچگاه نميتوانيد تعيين كنيد كدام طرف نان را بايد كره بزنيد!

10- هرگاه جسم بـا ارزشي از دست شما به زمين مي افتد به غير قابل دسترس ترين مكان ميرود (حلقه برليان يا داخل سطل زباله مي افتد و يا در چاه فاضلاب)!

11- شما هر موقع دنبال چيزي مي گرديد هـميشه در آخـرين مـكاني كه آن را جستجو ميكنيد مي يابيدش!

12- هيچ اهميتـي ندارد كه شما به چه اندازه دنبال جنسي بگرديد به محض آنكه آن را خريديد آن را در مغازه اي ديگر ارزانتر خواهيد يافت!

13- همواره در خيابان در هنگام رانندگي ماشينها در لاين ديگر سريعتر حركت ميكنند!

14- زماني كه دستگاه معيوب خود را نزد تعميركار مي بريد كاملا بي عيب و درست كار خواهد كرد!

15- هر فردي راهي براي ثروتمند شدن در ذهنش دارد كه عملي نميباشد!

16- هر چيز خوب در زندگي يا غير قانوني است ويا غير اخلاقي و يا چاق كننده!!

17- هر كسي پول بيشتري دارد حكمراني ميكند!!

18- هيچ عمل نيكي بدون مجازات نخواهد ماند!!

19- هرگاه شما چيزي را در جاي امني قرار ميدهيد تا گم نشود ديگر هيچگاه نميتوانيد پيدايش كنيد!

20- در ورزش گلف بهترين ضربه ها هميشه زماني زده ميشود كه تنها باشيد و بدترين آن هنگامي كه در جمعي بازي مي كنيد و يا با فردي بازي ميكنــيد كه ميخواهيد او را با بازي خود تحت تاثير قرار دهيد!!

21- هر چيزي را كه مي خواهيد، نميتوانيد داشته باشيد و آنچه را كه داريد نميخواهيد!

22- احتمال آنكه كاري را كه انجام ميدهيد ديگران ببـينند نـسب مسـتقيم دارد با ميزان احمقانه بودن كار شما!

23- سنگين بودن ترافيك نسبت مستقيم دارد با ميزان عجله شما براي زود رسيدن به مقصد!

24- هنگام ورود به پمپ بنزيـن جـايگاهـي را كه انتخاب مي كنيد هميشه طولاني تر از جايگاه هاي ديگر خواهد بود.

25- هيچ اهميتي ندارد من كجا ميروم، من آنجا هستم!

26- هر كسي ميتواند مدرك دانشگاهي بگيرد اما صاحب عقل نخواهد شد!

27- زباله از خلاء بيزار است آنقدر انباشته ميگردد تا فضاي موجود را پر كند!

28- هرگاه كفش نو را براي اولين بار به پا كنيد همه پايشان را روي آن خواهد گذاشت!

29- زماني كه مي خواهيد لكه روي شيشه پنجره را پاك كنيد هميشه لكه سمت ديگر شيشه ميباشد!

30- قانون بقاء كثيفي: براي تميز كردن هر چيزي چيز ديگري بايد كثيف گردد!!

31- اگر امري احتمال دارد اتفاق بيافتد و خيلي هم خوشايند باشد،هرگز اتفاق نخواهد افتاد!

32- اگر حق با شما باشد هيچكس حرف شما را باور نخواهد كرد!

33- قوانين مانند تار عنكبوت مي باشند تنها افراد ضعيف و فقيران به دام آن ميافتند در صورتي كه ثروتمندان و صاحبان قدرت آن را پاره كرده و ميگريزند!!

34- دو عنصر در طبيعت فراوان ميباشند: يكي هيدروژن و ديگري حماقت!!

35- جاده رسيدن به موفقيت همواره در دست ساختمان است!

36- هرگاه چيـزي را دور بياندازيد به محض آنكه ديگر به آن دسترسي نداشته باشيد به آن نياز پيدا خواهيد كرد!

37- كار تيمي همواره ضروري مي باشد چون به شما اجازه مي دهـد تـا در صورت بروز مشكل فرد ديگري را نكوهش كنيد!

38- احتـمـال آنـكه طـرف ناني كه به آن كره ماليده شده است بروي فرش بيافتد نسبت مستقيم دارد به قيمت فرش!

39- شما هيچگاه نمي توانيد با نگاه كردن به خطـوط راه آهـن، بـگويـيد كه قطار از كدام سمت خواهد آمد!

40-   0 = ثابت = عقل*زيبايي*در دسترش بودن
(معادله يـافتـن همسر بـه ايـن مفـهوم كـه هيـچ دختـر و زني وجود ندارد كه هر سه اين خصوصيات را دارا باشد)!!

41- ماشيني كه روبروي شما در حركت است هميشه سرعتش از شما كمتر است!

42- هر چه عقيده اي مسخره تر باشد احتمال موفقيت آن بيشتر مي باشد!!

43- افرادي كه مي توانند بهترين نصيحت ها را بكنند، نصيحت نمي كنند!!

44- دود سيگار هـمواره به سمت افراد غيـر سيـگاري حـركت خواهد كرد، بدون توجه به سمت وزش باد!

45- جاي پارك مناسب ماشين هميشه سمت ديگر خيابان ميباشد!

46- براي هر عملي يك انتقاد برابر و مخالف آن وجود دارد!!

47- دوستان مي آيند و مي روند اما دشمنان انباشته ميگردند!

48- هرگاه به دروغ به رئيس خود بگوييد كه علت تاخير شما پنچر شدن چرخ ماشينتان بوده روز بعد چرخ ماشين شما پنچر خواهد شد!

49- تقريبا داخل شدن به كاري از خارج شدن از آن آسانتر است!

50- هيچ چيز هيچگاه بهتر نشده و نخواهد شد!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1384ساعت 19:41  توسط کار کشته  | 

ایاب و ذهاب با آمبولانس

آمبولانس ( جهت اطلاع )

یکی از جراید قزوین در قسمت تماس های تلفنی خوانندگان با نشریه نوشت  :

" رئیس درمانگاهی در شهرک محمدیه ( زیبا شهر ) در اطراف قزوین که یکی از اساتید دانشگاه کار است با آمبولانس این درمانگاه که متعلق به تامین اجتماعی است و رانندهء امبولانس به دانشگاه می آید و علاوه بر خودش ایاب وذهاب برادرش را هم با این خودرو انجام می دهد . آیا شرعا اشکال ندارد ؟

یکی از کارکنان درمانگاه "

چون تو خبر اسم دانشگاه ما اومده بود پس به ما و وبلاگمون مربوط میشه و ما وظیفه داریم خبر رو تحلیل کنیم :

الف : اینطور که از خبر معلومه دانشگاه داره به جای آژانس هزینهء رفت و آمد با آمبولانس رو می ده .

ب   : کدام قسمت از نظر شرع مشکل دارد : استفاده  از آمبولانس یا آمدن رئیس درمانگاه به دانشگاه کار ؟

ج   : مثل اینکه این استاد دانشگاه بدخواه زیاد داره !

د   : خوبیه آمبولانس اینه که اگه آقای رئیس دیرش بشه می تونه آژیرو روشن کنه ( بیا و خوبی کن و تا آخرین لحظات تو درمانگاه باش از این طرفم زود برس کجاست کسی که بفهمه ؟ ) .

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم اردیبهشت 1384ساعت 22:43  توسط کار کشته  | 

تبریک

 

جناب آقایان دکتر شریف نژاد و مهندس کاکوان پذیرفته شدن مقالات شما را در هشتمین کنفرانس نساجی تهران-اردیبهشت 84   تبریک می گوییم .

 

دانشجویان دانشگاه کار قزوین

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم اردیبهشت 1384ساعت 12:36  توسط کار کشته  | 

ساختمان مستحکم

سرپرست دانشگاه

گروه خبر : سرپرست دانشگاه آقای مهندس اسدی با اشاره به احتمال بالای اضافه شدن کارشناسی رشته به دیگر رشته های دانشگاه ، بزرگترین مشکلات را عدم تجهیز کارگاه ها و تعداد کم فارغ التحصیلان در دور اول دانسته و اضافه کردند که در ترم پایانی دانشجویان مجاز به استفاده از قانون هم نیاز می باشند .

در پایان با اشاره به استحکام زیاد ساختمان جدید دانشگاه علت ذوزنقه ای بودن پنجره ها را بادبندهای زیاد این ساختمان دانسته و اضافه کردند که ساختمان جدید از نظر مقاومت مورد تائید کارشناسان است .

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم اردیبهشت 1384ساعت 19:9  توسط کار کشته  | 

معلم و کارگر

روز جهانی کارگر مبارک . 

            هفته معلم گرامی باد .

 

هفتهء معلم و روز جهانی کارگر گرامی باد .

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم اردیبهشت 1384ساعت 21:36  توسط کار کشته  | 

چرا و دعا

   سلف دختر ها که شده انبار لوازم کارگاه

   اینم یه نما دیگه اش

امروز خواستم دربارهء وضیعت کارگاه های دانشگاه بگم برای همین تصمیم گرفتم که جدی بنویسم و شروع کردم به نوشتن به وسط های کار که رسیدم خودم از خوندن نوشته هام وحشت کردم عجب چیزی نوشته بودم  ، بد نشده بود ولی لحنش خیلی تند بود فایده ای نداشت فقط باعث موضع گیری دانشگاه می شد و کار دستمون می داد بی خیالش شدم و اینو نوشتم تا همین جوری با زبون طنز و شوخی حرفا مونو بزنیم آخه اگرم نتونیم کامل بگیم حداقل خطرش خیلی کمتره .

الان 2 تا آخر هفته از اون آخر هفته ای که قول داده بودن کارگاه ها حاضر بشه می گذرد و پیش بینی 2 رقمی شدن این آخر هفته ها سخت نیست.

 من فقط یک سوال دارم : چرا وقتی که هیچ کدام از دانشجویان انتظار آماده شدن کارگاه ها رو با این سرعت ندارن و این را مضحک می دانند با دادن این نوید ها و وعده ها  چنین توقعی را به وجود می آروید تا بعد نتوانید پاسخگو باشید ؟

دیگه حرفی ندارم فقط چند تا دعا می کنم بلکه یه فرجی حاصل بشه :

-          خدایا ساخت و ساز فضای آموزشی دانشگاه ما را تسریع بفرما !

-          خدایا برای کارگاه های ما مکان مناسب مهیا بفرما  ( اینو از قبلی جدا کردم چون هنوز شروعش هم نکردن ) !

-          از لغزش ، ریزش و خزش ساختمان ها ، دانشجویان و مسئولان دانشگاه جلوگیری بفرما !

خدایا دعاهای دانشجویان دانشگاه کار را مستجاب بفرما  ( این برای از ته دلتر گفتن آمینتون بود ) !

+ نوشته شده در  جمعه نهم اردیبهشت 1384ساعت 18:29  توسط کار کشته  | 

مثنوی مأمور و «مورد» !

     

رضا رفيع (*)

 

ديد مأموری زنی را توی راه
«کو همی‌گفت ای خدا و ای اله»

 

تو کجايی تا شوم من همسرت
وقت خواب آيد بگيرم در برت

 

تاپ پوشم بهر تو با استريچ
جای می نوشم به همراهت سن‌ايچ

 

پا دهد، صندل برايت پا کنم
تا خودم را در دل تو جا کنم

 

زانتيايت را بشويم روز و شب
داخلش بنشينم از درب عقب

 

در جلو آن‌که نشيند، آن تويی
در حقيقت صاحب فرمان تويی

 

گر تو گويی، شال بر سر می‌نهم
گر تو خواهی، موی را فر می‌دهم

 

موی سر مش می‌زنم از بهر تو
يک‌سره حتی به وقت قهر تو

 

از برای تست کوته آستين
پاچه‌ی شلوار من هم همچنين

 

غير يک‌کيلو النگو توی دست
پای من بهر تو پر خلخال هست

 

بهر تو مالم به صورت نيوه‌آ
يک گرم، يا دو گرم ... يا اين‌هوا !

 

اودکلن بر خود زنم پيشت مدام
تا که بوی گل بگيرد هر کجام

 

می‌روم حمام گرم کوی تو
می‌زنم سشوار، رو در روی تو

 

گر که حتی مو نباشد بر سرم
من کله‌گيس از دبی فوراً خورم!

 

ای فدايت ريمل و بيگودی‌ام
وی فدايت لنز و عينک دودی‌ام

 

من برای تست گر «روژ» می‌زنم
گر جز اين بوده است، کمتر از زنم!

 

از برای تست اين روژ گونه‌ام
ورنه بهر غير، ديگر گونه‌ام

 

خاک پای تست خط چشم من
تا درآيد چشم هر مرد خفن

 

لاک ناخن‌هام ناز شست تو
ناخن مصنوعی‌ام در دست تو

 

بهترين‌ها را پزم بهر غذا
پيتزا و شينسل و لازانيا

 

با دسر بعدش پذيرايی کنم
همرهش يک استکان چايی کنم

 

ای به قربان تو هر چه باکلاس
می‌شوم خوش‌تيپ بهرت از اساس

 

بهر تو تيپ جوادی می‌زنم
گر نخواهی، تيپ عادی می‌زنم

 

«گر که گويی اين کنم يا آن کنم»
من دقيقاً ای عزيز آن‌سان کنم

 

من برايت می‌شوم اِند ِمرام
گر که باشد سايه‌ی تو مستدام

 

کاش می‌شد من ببينم رويکت
واکنم گل‌سر، زنم بر مويکت

 

***

 

گفت مأمورش که: ای زن، کات کن!
کمتر از اين خلق عالم مات کن

 

چيست اين لاطائلات و ترّهات؟
حاسبوا اعمالکن، قبل از ممات

 

بوی کفر آيد ز کل جمله‌هات
اين چه ايمانی است؟ ارواح بابات!

 

تيپ تو بوی تساهل می‌دهد
نفس آدم را کمی هل می‌دهد

 

حرف‌های تو خلاف عفت است
بدتر از ای‌ميل و يک‌صد تا چت است!

 

آن‌چه کلاً عرض کردی، نارواست
«مفسدٌ فی العرض» بودن هم خطاست

 

با خدايت مثل آدم حرف زن
گر که قادر نيستی، اصلاً نرن!

 

از خدا چی چی تصور می‌کنی
کاين چنين با او تغيير می‌کنی؟

 

شل حجابا! دين ادا اطوار نيست
جای مانتو کوته سرکار نيست!

 

بايد آموزی کمی علم کلام
حق همين باشد که گويم، والسلام!

 

چون به پايان آمدش مأمور حرف
از خجالت آب شد زن مثل برف

 

گفت: ای مأمور، حالم زار شد
از مرام خود دلم بيزار شد

 

حرف تو هر چند توی خال زد
در نگاهم ليک ضدّ حال زد

 

از سخن‌های تو من دپرس شدم
گر طلا بودم دوباره مس شدم

 

من پشيمان گشتم از ايمان خود
می‌روم اکنون به کفرستان خود

 

بعد از اين ريلکس می‌گردم دگر
کاملاً برعکس می‌گردم دگر

 

پس سر خود را گرفت و گشت دور
با دلی آشفته و چشمی نمور

 

***

 

ناگهان در توی ره، مأمور را
تلفن همراه آمد در صدا

 

يک نفر در پشت خط از راه دور
گفت با مأمور: کای مرد غيور

 

اين چه برخوردی است که مورد پرد؟
مرده‌شور اين طرز ارشادت برد!

 

از چه زن را ول نمودی در فراق؟
أنکر الأشخاص عندی ذوالچماق

 

تو برای وصله کردن آمدی
نی برای مثله کردن آمدی

 

ما برون را بنگريم و قال را
منتها يک‌خورده‌ای هم حال را

 

اين زنی که تو چنين پراندی‌اش
فاسد و فاسق پس آن‌گه خواندی‌اش

 

هيچ می‌دانی که خيلی زود زود
او «فرار مغزها» خواهد نمود؟

 

اين فضای اجتماع حاليه
گر چه هر چه بسته‌ترتر(!) عاليه

 

مصلحت می‌باشد اما بعد از اين
باز گردد يک‌کمی ماند چين

 

پس به محض قطع اين تلفن بدو
دامن زن را بگير و گو مرو

 

( دامنش را گر گرفتی در مسير
در حد شرعيش اما تو بگير! )

 

رفت مأمور از پی زن با دليل
گر چه در ظاهر بسان زن ذليل

 

ديد زن را در خيابان صفا
رفت پيشش، گفت او را: خواهرا!

 

بعد از اين‌ها ترک قيل و قال کن
با خدا هر طور خواهی حال کن

 

توی هيچ آداب و ترتيبی مکوش
هر چه می‌خواهد دل تنگت بپوش!

 

--------------------------------
(*) سردبير هفته نامه گل آقا    

با تشکر از نشریهءاینترنتی 7 سنگ  و آقای رضا رفیع که اجازهء چاپ این اثر را به ما دادند .

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم اردیبهشت 1384ساعت 21:4  توسط کار کشته  | 

سه اطلاعیه ء مهم دانشگاه

اولین جلسه بحث دانشگاه

1 – اولین جلسهء بحث وگفتمان آزاد با موضوع شک و یقین با همراهی استاد گلپور برگزار می شود .

زمان : دوشنبه 5/2/84 ساعت 15-14

مکان : سالن مطالعه

با  تشکر از انجمن فرهنگی

 

این نمونه ء بارز اطلاع رسانی سریع در وبلاگ ماست .

 


فراخوان برای تیم تیر اندازی

 

2 -  علاقه مندان به رشتهء ورزشی تیر اندازی جهت ثبت نام در تیم تیر اندازی به اتاق 406 مراجعه نمایند .

روزهای مراجعه :

یکشنبه 9  - 12

دوشنبه 11 – 13

 

 

 

 


البته فکر نکنم تیم دانشگاه ما ابنقدرها هم حرفه ای بشه !!!

 

3 – از کلیه علاقه مندان جهت شرکت در تیم راگبی دعوت به عمل می آید جهت ثبت نام در این رشته به امور فرهنگی دانشجویی اتاق 406  مراجعه کنید .

زمان مراجعه :

دوشنبه هاساعت 13 الی 14

چهارشنبه ها ساعت 14 تا 15

 

 

 

 

 

 

 

اول از همه از انجمن فرهنگی دانشگاهمون به خاطر فعالیت هاشون تشکر می کنیم ولی ما همیشه به چند تا نکته اشاره می کنیم ( امیدواریم که ناراحت نشن ) :

الف :  اینجوری که معلومه به زمین های ورزشگاه کارگران زمین راگبی هم اضافه شده .

ب   :  فکر کنم با خوندن تاریخچه ء مختصری از راگبی دانشجویان کاملا با قوانین و مقررات راگبی آشنا بشن .

ج   : فقط مونده یه مربی خوب تا تیم آمادهء مسابقات راگبی با دانشگاه های دیگه بشه ( البته اگه تیم آماده و قوی دانشگاه ما حریف پیدا کنه ) .

د   : همون روزی که بچه ها داشتن با سفرهء هفت سین ( یکی از کارهای واقعا عالی انجمن فرهنگی که بابتش جداگانه ازشون تشکر می کنیم ) عکس می نداختن گفتم که اینجا دانشگاه دانشجویان ایرانی مقیم آمریکاست .

نکتهء دانشجویی : به چند تا از بچه هامون گفتم بیاید بریم عضو تیم راگبی شیم همه خوشحال شدن و یکیشون گفت : " به من از اون دستکشا بدین من توپ ها رو می گیرم " .

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم اردیبهشت 1384ساعت 14:35  توسط کار کشته  | 

تبریک میلاد

+ نوشته شده در  جمعه دوم اردیبهشت 1384ساعت 21:16  توسط کار کشته  | 

این متن رو شما کامل کنید !!!

  یه نما از حیاط دانشگاه

این هفته تو دانشگاه خبر خاصی نبود یکی از بچه ها می گفت : " مگه ترم شروع نشده پس چرا به کارت دانشجویی ما گیر نمی دن ؟ " شاید به قول اون دوستمون آرامش قبل از طوفانه .

به هر حال خبری که ما بخواهیم بنویسیم نبود ما هم همونی که شما گفتید رو می نویسیم که نگید به پیشنهادات ما توجه نمی کنن .  ما شروعش می کنیم شما هم ادامش بدید :

امتحانامون هنوز شروع نشده بود رفتیم پیش کارشناس رشته و ازشون تاریخ انتخاب واحدمونو پرسیدیم گفتن : " از این ترم انتخاب واحد شما اینترنتی شده یعنی شما از خونه واحداتونو انتخاب می کنید  و منم ( با اشاره به کامپیوتر کنارش ) از اینجا شما رو کنترل می کنم " . چند تا از بچه ها همون جا کوبیدن تو کله شون !!

-          انتخاب واحدی که کارشناسمون کنترلش کنه ؟

-           نه !!

-          به هیچ کسی واحد نمی رسه !

-          و کلی حرف دیگه که اگه بگم دیگه نمی تونم طرف آموزشم برم .

خوب روزا گذشت رسید به همون روز انتخاب واحد  ( که ما همون روزم امتحان داشتیم ) بچه ها نمی دونستن باید چی کار کنن ؟ هیچ جوری نمی شد رفت تو سایت چند نفر داشتن تو دانشگاه این ور اون ور می دویدن و چند نفر رفتن بخارست که هیچ کدوم نتونستن کاری کنن : مسئولای دانشگاه می نداختن گردن بخارست و بخارستم که درش بسته بود بالاخره با کلی بد بختی و دردسر واحدهامونو انتخاب کردیم و فقط موند حذف و اضافه

- روز اول خذف و اضافه هیچ حرکت خاصی تو سایت نمی دیدی . 

- روز دوم حذف میکرد ، اضافه نمی کرد .

- روز سوم اضافه می کرد ، حذف نمی کرد .

- دیگه روزای بعد به ساعت و شانست بستگی داشت .

تمام این روزا هم که پای ثابت آموزشیم دیگه تا حدی که دیگه رامون نمی دادن .

اکثر بچه ها به توفیق حذف و اضافه نائل نشدند تا اینکه یه روز سرد زمستانی از کلاس که اومدیم بیرون حیاط دانشگاه سفید شده بود !

-          نه برف نبود !

-          این همه کاغذ برای چیه ؟     

-          چی ؟  انتخاب واحد دستی ؟؟

-          خودشم تو همون پرینت نتی !!

خوب حالا از اول ( پس اشک ها و اعصاب خوردی های این یه ماه چی ؟؟ ) .

انتخاب واحد اینترنتی هم که تموم شد هر چند به خاطر درگیری های این چند وقته پرینت منو دوستم ( همون عکاس وبلاگ ) هیچ جوری نمی رفت تو  یعنی می رفت ولی پرینت من از پنجره می اومد بیرون و پرینت دوستم مچاله از بالای سر بچه ها اما بالاخره شد !

انتخاب واحد این ترم ما نه دستی بود و نه ایتنرنتی ، اینتردستی بود !!

من این همه نوشتم دیگه نوبت شماست که در بارهء انتخاب واحد بنویسید از هرچیش که راضی یا ناراضی بودید هر چی می خواهید بگید بدون اینکه به نگارش متن فکر کنید همون جوری که میگید بنویسید . به طولانی بودنشم فکر نکید فقط بنویسید . منتظر حرف های شما هستیم .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم اردیبهشت 1384ساعت 12:7  توسط کار کشته  |